انزوای خودم

در انزوای خودم با خودم عالمی دارم...

۱. پنجشنبه ی ظالم
10:32 1405/6/5 | Yakut

صبح با صدای جنگ و جدال بیدار شدم....

انگار روز از همان لحظه‌ی اول تصمیم گرفته بود با من سرِ ناسازگاری داشته باشد. بیش از پیش تنها شدم..

فهمیدم بعضی آدم‌ها را باید رها کرد، بعضی راه‌ها را باید تنها رفت و شاید برای مدتی، چاره‌ای جز خودخواه بودن نداشته باشم.

قلبم فشرده ست.

نه از یک اتفاق، از جمع شدنِ هزار چیز کوچیک که هر کدامشان سهمی از خستگی‌ام را بردند.

امروز عمیقاً خستم.

از توضیح دادن، از منتظر ماندن، از محکم بودن وقتی دلم فقط کمی آرامش می‌خواد.

پنجشنبه‌ی ظالم،

کاش امروز که تمام میشه، کمی از این سنگینی رو هم با خودش ببره..

درباره

...

قدرت گرفته از بلاگیکس ©